بسمه تعالی
عنوان یا موضوع پژوهش :
بررسی راهکارهای پرورش خلاقیت در کودکان پیش دبستانی و دبستان از دیدگاه معلمان ابتدائی شهرستان طبس در سال تحصیلی 90-89
نام و نام خانوادگی مجری طرح : مریم موذنی
مقدمه
کودکان خلاق به دنیا می آیند ولی به گفته ی تورنس (1962) خلاقیت بسیاری از آنان در حدود ده سالگی افت می کند . در ریشه یابی علل در محیط های آموزشی رسمی و غیر رسمی ، بی توجهی به آموزش و پرورش پویا و خلاق به ویژه در سنین پیش دبستانی و دبستانی به عنوان عاملی اساسی مطرح است. نگرش سازی صحیح و ارتقاء دانش و مهارت های مربیان و معلمان جهت ارزیابی درست و به هنگام کودکان خلاق و فراهم آوردن شرایط مناسب برای پرورش استعداد خلاق ، در کودکی اهمیتی عمده دارد و باید مورد توجه قرار گیرد .
خلاقیت به معنی توانایی دستیابی به چیزی به شکلی بدیع ، فرآیندی ذهنی است که در برگیرندۀ عناصر انگیزشی و عاطفی است . آندروز (1930) یکی از پیشگامان مطالعۀ خلاقیت در کودکان ، نشان داد که تخیل و استعداد خلاق به درجات مختلف در همۀ کودکان طبیعی وجود دارد . وی در مطالعات خود نشان دادکه نمرات تخیل به عنوان خمیرمایۀ خلاقیت بین سنین4 تا 5/4 سالگی به اوج خود می رسد و معمولا با ورود کودک به کودکستان در سن 5 سالگی کاهش می یابد . تأثیر محدود کنندۀ جو آموزشگاهی و نیروی خلاق کودکان توسط پژوهشگران دیگر (اسموتنی ،واگر ،یانکی و مچ تروت ، 1996 ؛ بیلرواسنومن، 1990 ؛ بودو 1358 ؛ نلر ، 1369 ؛ فرنچ ،1966 ؛ شوون ، 1368 ) نیز گزارش شده است .
در حالی که خلاقیت استعدادی بالقوه و همگانی چه بر سر این توانایی شگفت انگیز می آید که بگفتۀ تورنز (1962 ،نقل از بودو ، 1358 )،منحنی خلاقیت بسیاری از کودکان حدود 10 سالگی افت پیدا می کند و هیچگاه به حالت اولین باز نمی گردد .چه باید کرد تا چنین استعداد عظیم و سرنوشت سازی به موقع و بدرستی شناسایی شود و به نحو احسن در جهت رشد و شکوفایی فرد و ارتقاء جامعه به کار گرفته شود .
عدم توجه لازم و کافی به آموزش و پرورش پویا و خلاق ، بویژه در سنین پیش دبستانی به عنوان عاملی اساسی مطرح شده است . به نظر کارشناسان ، به رغم اهمیت ابعاد و عناصر مختلف در برنامه ریزی – اهداف ، محتوا ، روش ها و نظام ارزشیابی در سطوح مختلف آموزشی - نقش تربیت کننده ، بعنوان رکن اصلی نظام تربیتی بویژه در شناسایی ، ارزیابی و پرورش خلاقیت جایگاهی خاص دارد و لازم است
این مهم بیش از گذشته مورد توجه مسئولان و دست اندرکاران آموزش و پرورش ، بویژه دوره پیش دبستانی و دبستانی کشور قرار گیرد .
بیان مسئله
خلاقیت یا آفرینندگی یکی از موضوع های بسیار جالب و بحث بر انگیز در حوزه های مختلف علمی بویژه علوم تربیتی و روانشناسی است. این موضوع در هر دوره از تاریخ ، به عنوان قدرت اساسی ذهن بشر، هدف اصلی مدارس ومراکز آموزشی بوده است. امروزه، تغییرات وتحولات گسترده فرهنگی ، اجتماعی واقتصادی، مشکلات جدید وبه تبع آن ،انتظارات تازه ای برای مدارس و نظام های آموزش وپرورش جهانی در پی داشته است. توسعه سریع فن آوری در زمینه های مختلف ، تراکم دانش، گسترش علم ارتباطات وظهور انواع ابزار پردازش اطلاعات، ساختار اقتصادی جوامع را از اتکا به منابع اولیه باز داشته وتربیت نیروی انسانی متخصص ودسترسی به اطلاعات و کار برد وسیع یافته های علمی را در عرصه عمل جایگزین آن کرده است.
در عرصه حاضر،دانش آموزان برای رویارویی با تحولات شگفت انگیز هزاره سوم میلادی باید مهارت های تفکر انتقادی وخلاق خود به منظور تصمیم گیری مناسب و حل مسائل پیچیده جامعه بهبود بخشند. آنان باید مهارتهای پژوهش وحل مسئله وروحیه جستجو را در خود افزایش دهند.روشن است که برای دست یابی به این هدفها ، مسئولیتی سنگین بر عهده مراکز آموزشی،به ویژه آموزش وپرورش قرار می گیرد. این مراکز، از سوی دیگر ، باید زمینه ای را فراهم آورندتا به رشد وپرورش خلاقیت ونو آوری واستفاده صحیح و جهت دار از این استعداد و توانایی کمک کند.
یکی از پرسشهای اساسی درباره خلاقیت این است که آیا امکان پرورش آن وجود دارد ؟ حاصل مطالعه تورنس(1961) روی گروهی از دانش آموزان 6 تا 8 ساله نشان میدهد شاگردانی که به ابراز عقاید با روشهای خاص خود عادت می کنند، در مقایسه با گروه کنترل ، در آزمون های خلاقیت نمره های بالاتری بدست می آورند. او. نتیجه می گیرد که نمی توان به کودکان اوصولی را آموخت که قدرت تولید ایده های جدید آنان را بهبود بخشد (نقل از خان زاده،1358،ص 54).
در این میان ، سهم مراکز آموزش و پرورش در پرورش خلاقیت و توانایی نو آوری دانش آموزان به مراتب بیشتر از سایر مراکز ونهاد هاست . بدیهی است اگر پرورش خلاقیت و نو آوری دانش آموزان هدف اساسی آموزش و پرورش نباشد ، دست کم یکی از هدف های آن است . احتمالاً مسئولان آموزش و پرورش نیز در این مورد آگاهی دارند اما جای تأسف است که کودک در روابط خود با بزرگسالان در می یابد که خلاقیتش سرکوب شده است ؛ بنابراین ، سرکوبی فعالیت خلاق کودکان از جانب والدین نخستین فشار های اجتماعی خلاقیت به حساب می آید . امروزه ، به رغم اینکه خلاقیت هر روز کمتر از پیش مبنای آموزش و پرورش قرار می گیرد ، الزام های دنیای جدید هر روز بیش از پیش توجه به آن را ضروری می داند . از این رو کندوکاو مجدد دربارۀ خلاقیت ، امری ناگزیر و الزامی است .
چه باید کرد تا آموزش و پرورش ، خلاقیت کودکان و نوجوانان را محدود نکند و بر عکس ، رشد و گسترش آن را موجب شود ؟ این پرسش از این جهت مهم است که هدف آموزش و پرورش ایجاد تغییر مطلوب در رفتار است و گاهی تغییرات مطلوب به نظر مربیان و اجتماع با خلاقیت یادگیرنده مغایرت دارد ؛ تا آن جایی که کوشش در راه ایجاد « تغییرات مطلوب » از بروز خلاقیت های یادگیرنده جلوگیری می کند . در مدارسی که به روش سنتی عمل می کنند ، معلم مطالب را به شاگردان عرضه می دارد و شاگرد خوب کسی است که بتواند عین مطالب را تحویل دهد .
محدودیت و فشار نه تنها در مورد محتوای یادگیری وجود دارد بلکه سرپیچی از روشی هم که معلم برای یادگیری تعیین کرده است ، موجب سرزنش و تنبیه می شود .
دقیقا به همین دلیل است که گفتار و رفتارهای فی البداهه که در سنین پایین کودکی وجود دارد، جای خود را به گفتار ورفتار مدون و قالبی می دهد؛ بنابراین، در این جا این سوال مطرح می شود چرا موهبتی که در دوران کودکی کم بیش در همه وجود دارد، پس از گذشت چند سال این گونه دچار کاستی می شود. خانواده، آموزشگاه، محتوای آموزشی، روش تدریس وشخصیت معلم هر یک چه نقشی در این باره دارد و برای از بین بردن کاستی این مجموعه چه نقشی می تواند بازی کند؟
امکان این کار تا چه اندازه است و چگونه و با چه رو شهایی می توان به آن جامه عمل پوشاند؟ در بیشتر یافته ها و وپژوهشهای روانشناسان به ویژه روانشناسان شناختی و نظریه پردازان یادگیری، بر ارزش آموزش تعاملی یا فعال تاکید شده است. این پژوهش ها موید دانش شناسی سازنده اند وبر لزوم شرکت فعال دانش آموزان در فرایند یادگیری تاکید می کنند(برد و همکاران، 1991، نیومان، 1991، کاین وکاین،1991، بروفی، 1992، پراوات، 1993، روزنشین، و میستر، 1992). حاصل این بینش نو در زمینه فرایند یاد دهی – یادگیری این است که معلمان باید به جای روش سنتی سخنرانی، راه های دیگری را بیازمایند.
خوشبختانه، نتایج پژوهشها در زمینه خلاقیت معلوم کرده است که خلاقیت،کم وبیش در همه افراد وجود دارد و می توان آن را با آموزش گسترش داد و شکوفا کرد(اسکوییلر و همکاران، 1372). هر کس این توانایی را دارد که واگرایانه بیندیشد وعمل کند اما محیط نامناسب و امکانات کم، گاهی این فرایند را ناممکن می سازد.
پاسخ این سوال که آیا مدارس رفتار خلاق را در دانش آموزان تشویق کنند یا نه، به این نکته بستگی دارد که ثبات ونظم چقدر با ارزش تر از تغییر و پیشرفت تلقی می شود. این موضوع تا حدی سطحی وساده تحلیل شده است. فرض کنیم که تغییر همان پیشرفت است، همچنین تصور بر این است که ثبات ونظم با هم همساز نیستند؛حال ان که زندگی در دنیایی که افراد ان راضی و غیر خلاق اند ، ممکن است راحت تر و ایمن تر باشد اما دنیا را طور دیگری نیز می توان تجسم کرد. به این دلیل، لازم است آموزگاران بیاموزند که چگونه مدارس می توانند به رشد خلاقیت در دانش آموزان کمک کنند.
به نظر می رسد که یاد آوری مداوم هدف ها و انگیزه های روش مبتنی بر فعال بودن دانش اموزان بسیار سودمند باشد. نتیجه این قبل روشها در نهایت می تواند به افزایش پویایی کلاس درس و افزایش چالش برای انطباق یافتن با نیازهاودرک دانش آموزان منجر شود.چالش ها و خطرهای مربوط به معرفی نو آوری ها در اداره کلاس وشیوه های تدریس واقعیت دارند؛ با این حال ، زمانی با موفقیت روبرو می شوند که فواید آنها روشن شود (امامقلی وند،1380، ص 6-7).
هر چه مسائل جهانی افزایش می یابد، نیاز به خلاقیت بیشتر احساس می شود؛ همین طور معلمانی که بیاموزندچگونه مدارس می توانند در رشد خلاقیت دانش آموزان سهیم باشند. به رغم این واقعیت که ما طالب رشد مهارتهای خلاقیت و تفکر در دانش آموزان هستیم ، مدارس به برنامه هایی که آگاهانه برای پرورش این مهارتها طراحی شده اند ، کمتر توجه می کنند . در واقع ، ما به سادگی بر این باوریم که توانایهای دخیل در خلاقیت و تفکر عمدتا ذاتی هستند . با این حال ، این فرض را نیز پذیرفته ایم که هر چه دانش آموزان به طور نظامدار در معرض مجموعه ی فزاینده ای از اطلاعات و مسائل و مفاهیم دشوار قرار گیرند ، بطور خود بخودی ، توانائی فکر کردن آنها رشد خواهد یافت .
هر میزان که نظام آموزشی از تنبیه و سرکوب کردن کودکان پرهیز کند به منظور تحقق ماموریت های خویش و پرورش خلاقیت های آنها گا م برداشته است (عابدی ،1372 ) . از طرف دیگر هر چند پژوهش ها نشا ن داده است که دادن پاداش به دانش آموزان به خاطر عمل خلاقانه ، خلاقیت آنها را در فعالیتهای بعدی افزایش می دهد (رودز و ایزربرگر ،2001 ) ، اما پاداش دادن به عمل غیر خلاقانه ، که در مدرسه ها بیشتر معمول است ممکن است کاهش خلاقیت را سبب شود . زیرا پژوهش ها که معلمان پاسخهای وابسته (غیر خلاقانه ) را بر پاسخهای منحصر به فرد دانش آموزان ترجیح می دهند (بقتو، 2006 ) .
در خصوص روشهای تدریس هم استدلال می شود که با روش تدریس سخنرانی ، در کلاس های پایین دبیرستان ، و به ویژه در دبستان دانش آموزان اگر مجبور به نشستن و سکوت باشند از میزان خلاقیت آن ها کاسته می شود . معلم با ادامه ی این روش موفق به شناسایی شاگردان خود نمی شود و در نتیجه قادر به برخورد های فردی و زمینه ساز خلاقیت نخواهد بود (نیساری ، 1374 ، 25 ) .
در چند دهه ی اخیر در زمینه ی خلاقیت ، پژوهشهای زیادی صورت گرفته است تا به این پرسش پاسخ داده شود : « آیا می توان خلاقیت را آموزش داد ؟ » روی هم رفته بسیاری از پژوهش های انجام شده در زمینه ی آموزش خلاقیت به این نتیجه رسیده است که می توان خلاقیت را آموزش داد . تورنس و تورنس (1973 ) یاد آور می شوند که طی پانزده سال تجربه در مطالعه و آموزش تفکرات خلاق ، شواهدی به دست آورده اند مبنی بر این که می توان خلاقیت را آموزش داد . فلدهوسن و همکاران (1986 )می گویند پاسخ به پرسش «آیا می توان خلاقیت را آموزش داد » مثبت است . آنان برای آموزش خلاقیت ، روشهای جالبی پیشنهاد می دهند و کارایی این روش ها را مقایسه می کند . همچنین تورنس (1972 )در یکی از آثار خود 142 پژوهش ذکر می کند که همه بیانگر این واقعیت اند که خلاقیت را می توان آموزش داد (به نقل از عابدی 1372 ، ص 47 ) .
آموزش و پرورش در رشد انسان تغییر ودگرگونی و ارتقاء جوامع انسانی و بشری نقش تاثیر گذار وچشم گیری بر عهده دارد.
کودکان بزرگترین ثروت یک کشور محسوب می شوند.امروزه تردید نیست که سرمایه گذاری در راه تامین وسعادت و رفاه کودکان وتعلیم آنان از سرمایه گذاری در هر رشته دیگری سودمند تر است.(شکوهی نژاد، 1380) وهمچنین افزایش چشم گیر رقم مادران شاغل و در نتیجه حضور گسترده کودکان آنها در برنامه های مراقبت گروهی خارج از خانه ، بهبود وگسترش بهداشت کودک همراه با توجه بیشتر به جنبه های رشد عقلانی واجتماعی کودکان،آگاهی از نقش اساسی تجربیات دوران اولیه کودکی وتاثیرات پایدار آن بر تمامی جنبه های رشد و یادگیری از جمله دلایل اساسی آموزش وپرورش پیش از دبستان شناخته شده اند(پاکاریان 1376).
آموزش وپرورش در دوره پیش از دبستان در ساختار آموزشی بسیاری از جوامع وکشورها جایگاه بسیار ارزشمند وحساسی دارد. (متقی ،1381)
در کشور ما در سالهای اخیر میزان شرکت کودکان در مراکز پیش از دبستان رشد بسیار خوبی داشته است ولی هنوز کاستی هایی بر این آموزش ها سایه افکنده که گهگاه شرکت کودکان در این برنامه ها مراکز را مورد تردیدی جدی قرار می دهد.از جمله این معایب تنظیم برنامه های آموزشی در جهت بالا بردن تفکر «همگرا» است.
ضرورت بررسی عوامل بازدارنده تفکر خلاق در کودکان دبستانی به این دلیل است که بر اساس تحقیقات تورنس، خلاقیت تا سن ده سالگی حالت تصاعدی داشته و از تان به بعد، به دلیل شیوه های ارزیابانه حاکم بر مدارس که به کودکان هماهنگ با نظام آموزشی، پاداش می دهد،دچار رکود می شود(حسنی، 1380، 6).
از آنجا که برنامه های دوره پیش دبستانی در کشور ما تاحدی تخیل را ضعیف می کند وبه تباهی خلاقیت کمک می کند، برای پرورش خلاقیت در کودکان بایستی از شیوه های جدید استفاده کرد .
کشف عناصر نا شناخته ،خلق آثار جدید، ارائه راه حل های جدید مشخصه های افرادی هستند که تاثیری عمیق بر زندگی بشر دارند.
در سالهای اولیه زندگی تفکر خلاقانه بیشتر است چون قالب های رسمی کاملا شکل نگرفته است و کودک آزادی عمل بیشتری دارد.
فرودریک فروبل یکی از مشهورترین مربیان وپرورشکاران خلاق در آموزشهای پیش دبستانی متوجه خلاقیت بوده و بر این عقیده است که خلاقیت یکی از مهمترین نیازهای انسان است. بنابراین خلاقیت فرایندی است که از کودکی آغاز می شود وشاید هم بعد از آن نه جنس، نه نژاد،نه سن در شکل دهی آن لزوما موثر نیست، بلکه آنچه مهم است روشها ، نگرش ها وسعی ما در شکل دهی آن است.
محققین وروان شناسان تحقیقات بسیاری بر روی اثر بخشی روش های پرورشی خلاقیت در مقاطع مختلف اجرا کردند که علی رغم اهمیت بسیار زیاد تحقیقات محدودی روی تاثیر این روشها وسایر متغییر ها بر روی کودکان قبل از سن دبستان انجام شده است.
از زمانی که اولین بار کردار شناسی نظیر لورنز نظریه های نقش پذیری و دوره حساس را مطرح کردند تا به حال نظریات متعددی راجع به دوره های حساس رشدی مطرح شده است وهمگی بر اهمیت این دوره ها تاکید دارند.روانشناسانی نظیر فروید ومتخصصان تعلیم وتربیت نقش 6 سال اول زندگی را در تحول شخصیت آدمی بسیار با اهمیت می دانند تا آنجا که تمامی رفتار ها وآینده انسان را منشعب از شالوده شخصیت در 6 سال اول زندگی می دانند.(ماسن،ترجمه یاسایی ص 176)
در سال 1970 برایکر وبرایکر به نقل از ملک پور موضوع مداخله به موقع را مطرح کردند که اکنون مدرن ترین و کا رامد ترین برنامه ها در زمینه کودکان قبل از 6 سال است.
تحقیقات علمی نشان می دهد که 6 سال اول زندگی کودک از لحاظ شکل پذیری شخصیت ، پایه های تفکر، زبان ورشد جسمی و روانی دوره ای اساسی است(مهرگان وپور صدامی،1373).
برای هر انسان دوره ای حساس وجود دارد؛ به نقل از هیلگارد نظیر حس بینایی که دوره حساس آن تا 7 سالگی است،حس شنوایی در یک سال اول زندگی، برای خلاقیت هنوز سن حساسی پیدا نشده است ولی آنچه واضح است میزان رشد خلاقیت در سنین پیش از دبستان در اوج خود قرار دارد.
زندگی پر مسئله امروزوپیچیده فردا نیاز به افرادی با ذهن پویا و خلاق دارد.جامعه به طرف توسعه همه جانبه و با سرعت در حرکت است وبرای ایجاد تغییرات و رویارویی با آنها نیازمند انسانهایی با ذهن فعال و بصیرت می شود. چنین ذهنی تربیت نمی شود مگر اینکه با برنامه ریزی مناسب و در دوره حساس از رشد به آن رسیدگی شود.
عوامل موثر بر خلاقیت شامل محیط آموزشی (آمابلی،1989)،جامعه(تورنس،1972)و(اسبورن، 1988) و معلم (اسبورن،تورنس، 1979) و والدین (کلمن،1965) است.با توجه به ضرورت مسئله پرورش خلاقیت در کودکان واهمیت زیاد سن کودکان در پرورش بیشتر وبهتر آن بیشتر احساس می شود.
ضرورت انجام پرورش خلاقیت در کودکان این است که بر اساس تحقیقات تورنس ضرورت پرورش خلاقیت در کودکان پیش دبستانی که در سن 5 و 6 سالگی قرار دارند وجود دارد.همان طور که در نظریه های رشد پیاژه، فروید ودیگران می بینیم در عین اهمیت دادن به این مرحله آن را دوران انتقال به مرحله بعد وبسیار با اهمیت ذکر کردند. طبق تحقیقات تورنس خلاقیت در پیش دبستان به دلیل شیوه های ارزیابانه حاکم بر مدارس که کودکان با نظام آموزشی هماهنگ را پاداش می دهد دچار رکود می شوند. چون کودکان می خواهند خود را با شرایط محیط سازگار نمایند از پاسخهای خود جوش آنها ممانعت به عمل می آید، پس بهترین سن پرورش خلاقیت سن پیش از دبستان می باشد. تمام کودکان نمونه های خارق العاده ای هستند، تمام کودکان می توانند خلاق بوده ودر بزرگی نیز می توانند خلاق باقی بمانند.(آمابلی،ترجمه قاسم زاده،عظیمی، 1388، ص 13)
از دیگر ضرورت های این پژوهش می توان همچنین پیشنهاد روش های موثرتر بر پرورش خلاقیت به مربیان و دست اندر کاران تعلیم وتر بیت نام برد. بنا براین، هم به دلیل رسالت فراهم آوردن شرایط مناسب برای رشد و شکوفایی همه جانبه فرد وهم به علت مسئولیت ارتقاء شرایط اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی جامعه وهم استفاده بهینه از اندیشه های خلاق، ضروری است که از بدو تولد استعدادهای خلاق شناسایی، تقویت و هدایت وعوامل پرورش و بازدارنده های خلاقیت روشن گردد.
اهداف تحقیق
هدف اصلی :
بررسی راهکارهای پرورش خلاقیت در دوره های پیش دبستانی ودبستان
اهداف فرعی :
1) بررسی شیوه آموزشی و رشد خلاقیت در کودکان
2) بررسی نقش مدیریتی معلم در کلاس و رشد خلاقیت در کودکان
3) بررسی بازی کودکان و رشد خلاقیت آنها
4) بررسی نقش وسایل بازی در رشد خلاقیت
5) بررسی جو عاطفی خانواده و پرورش خلاقیت در کودکان
6)بررسی رابطه بین انگیزش برای یاد گیری و نیل به دستاوردهای خلاق در کودکان
پیشینۀ موضوع تحقیق
بررسی پیشینه تحقیقات (مک کین ، مانسید و باس ،1981، و بوچر1968، نشان می دهد که پیروان اصالت ذات ،خلاقیت را یک توانایی وصفت بالقوه تلقی می کردند،ولی حتی متفکران پیشرو(ترومن ،1969،کالک ،1926،گالتن ،1869)نیز بر این باور بودند که هر چند خلاقیت نیز مانند هوش، بعد ارثی دارد ، باز هم عوامل محیطی می توانند بر این توانایی اثر بگذارند. سندرز وسندرز، در کتاب آموزش خلاقیت ازطریق استعاره تاکید می کند که برای پرورش خلاقیت باید به کودکان ونوجوانان امکان تفکر داد وآنان را از انجام دادن فعالیتهای قالبی و از پیش تعیین شده تاحد امکان بر حذر داشت.در رابطه با پرورش خلاقیت ، پژوهشهای (آلبیرخ،1978،محمدی،1370)نشان داده اند که افراد خلاق به مراتب بیشتر از افراد غیر خلاق توانایی پرورش خلاقییت را در دیگران دارند.
نگاهی به منابع معتبر مربوط به خلاقیت ،نوآوری و تفکر خلاق نشان میدهد که ریشه این اصطلاح در نوع وروش فکری انسان نهفته است . در حقیقت فرد خلاق کسی است که از ذهن جستجو گر و افریننده برخوردار باشد . در باره مفهوم خلاقیت تعاریف متعدد وگاه متضادی ارائه شده است ولی در مورد تعریف زیر یک اتفاق نظر کلی مشاهده شده است :
«خلاقیت توانایی فرد برای تولید ایده ها، نظریه ها،ب ینش ها یا اشیاء جدید و بدیع وبازسازی مجدد در علوم و سایر زمینه ها است که توسط متخصصان ،اصیل و از نظر علمی ،زیبا شناسی ، تکنولوژی ، اجتماعی با ارزش تلقی گردد.»(ورنون 1978،ص 94)
«فردریک فرووبل» ،یکی از مشهورترین مربیان وپرورشکاران خلاق متوجه مساله خلاقیت بوده ومی پرسید آیا خلاقیت فرایندی درونی است یا بیرونی؟آیا مستلزم انضباط است یا خود انگیزی ؟ او بر این عقیده بود که خلاقیت یکی از مهمترین نیازهای انسان است.
امروزه، چهارچوب روانشناسی به ما اجازه می دهد که بر این عقیده باشیم فرایند خلاقیت ذاتی نیست بلکه می تواند آموزش داده شود. ما از طریق آموزش می توانیم به کودکان یاد دهیم که به راههای غیر معمولی فکرکنند واز طریق تفکر واگرا به بررسی مشکلات پرداخته و به راه هلهای مناسب دست یابند.مساله این است که اجازه تفکر در این حیطه را به مربیان بدهیم که جریان خلاقیت ،جریانی از قبل ساخته شده نیست، بلکه روندی زاینده وقابل تغییر می باشد.
«هالپرن»خلاقیت را توانایی شکل دادن به ترکیب تازه ای از نظرات یا ایده ها برای رسیدن به یک نیاز یا تحقق یک هدف می داند. از نظر« پرکنیز » تفکر خلاق،تفکری است که به نحوی تشکیل شده که منجر به نتایج نو وتازه می شود. به نظر «ویلیام جیمز»، همه ما توانایی واستعداد خلاقیت را داریم ولی متاسفانه در طول زندگی و در مسیر آموزش یاد می گیریم که غیر خلاق باشیم.به عبارتی در سطح کلی محیط یادگیری اعم از خانه، مدرسه اجتماع ما را به تفکر همگرا عادت می دهند .(اسپرینت هال،1977،ص 576) او معتقد است دوران کودکی سرآغاز شکل گیری روند تفکر خلاق محسوب می شود.(همان منبع،ص517)
در دایره المعارف روانشناسی،«آیسنک،آرنولد،مای لی»،خلاقیت به منزله ظرفیت دیدن روابط جدید پدید آوردن ، اندیشه های غیر معمول و فاصله گرفتن از الگوهای سنتی تفکر ، قلمداد گردیده . در اثر « دورن» (Doron′R ) و «پارو» (parot′F1991′ ) خلاقیت استعداد پیچیده ای است ممتاز از هوش و کنش وری شناختی و محتملا تابع سیلان افکار ، استدلال استقرایی ، پاره ای از صفات ادراکی و شخصیت و نیز هوش واگرا در حدی که این هوش گوناگونی راحل ها و فرآورده ها را مساعد می سازد .
در فرهنگ روانشناسی «پیرون» pieron ، خلاقیت چنین تعریف شده است :
خلاق کسی است که خلق آثار نو را فراهم آورد . بقول « تورنس» خلاقیت شکافتن بن بست ها و دست دادن با فرداست. «هیز» (1988 )، متذکر می شود که افراد بسیار خلاق ، اغلب به طور کامل در کار خود غرق می شوند .
بدین ترتیب مجموعه ی یافته های تحقیقی روانشناسان در مورد انسان های خلاق را می توان در 5 دستۀ زیر خلاصه کرد :
1- آفرینش گری و هوش 2- آگاهی و حساسیت 3- انعطاف پذیری و ابتکار 4- شک گرایی و پایداری 5- بازیگوشی فکری وشوخ طبعی 6- ناهمنوایی و اعتماد بنفس. پژوهش های مقدماتی «پال تورنس » ، نشان می دهد که دانش آموزان خلاق معمولا با همگنان خود کمتر سازش می کنند ، به ایده
های خود بیشتر علاقه دارند و برای مقبول افتادن و پذیرفته شدند تلاش نمی کنند.آن ها به علایق شدید همکلاسی های خود نسبت به کارهای غیر درسی و غیر ضروری با شک و تردید می نگرند و هم جوش نمی شوند . و امور جاری را متفاوت از دیگران می بینند . بدنبال تکالیف مشکل می روند و غالبا جوانب مختلف هر موضوعی را به هم ربط می دهند و ترکیب می کنند .
کارل راجرز (Carl Rogers) ، چگونگی عوامل مؤثر در خلاقیت را به طریق تحلیلی بیان کرده است و در این زمینه می گوید : واضح است که خلاقیت را نمی توان با فشار بوجود آورد بلکه باید به آن اجازه داده شود تا ظهور کند . او معتقد است با فراهم کردن امنیت روانی و آزادی ، احتمال ظهور خلاقیت سازنده را می توان افزایش داد .
«تورنس » شواهدی بدست آورد که نشان می داد اوج خلاقیت در کلاس دوم ابتدایی است ولی بدلیل اقرار در مطابقت با دیگران معمولا از بین می رود . منحنی خلاقیت بسیاری از کودکان در حدود ده سالگی افت می یابد و آنان هرگز خلاقیت دوره اولیۀ کودکی را باز نخواهند یافت . با توجه به اینکه آنان در این سن در مدرسه هستند نباید تأثیر خانواده ،مدرسه ، محتوای درسی ، روش تدریس و شخصیت معلم را در افت خلاقیت کودکان ندیده گرفت . محتوای درسی یکی از عواملی است که می توان در مدرسه ، زمینۀ پرورش خلاقیت را فراهم کند .
خلاقیت عبارت از کنش اختراعی تخیل سازنده می باشد که طبق نظریات«گزل» و «جاکسون » چیزی سوای هوش معمولی . برخی از محققان (ویلسون ،1956، کراچفیلد 1962 ) خلاقیت را نقطۀ مقابل «همنوایی» می دانند و به نظر آن ها خلاقیت یعنی عقاید اصیل ، نظریات متفاوت و نحوۀ متفاوت نگریستن به مسایل .
اکثر روانشناسان، آفرینندگی و حل مسأله را فرایندهای متشابهی دانسته اند (مایر ،1930 ، تورنس ، 1960 دی چکو ، کرافورد،1974 ،گانیه،1977 ،گیج وبرلاینر، 1984 ).گانیه بالاترین سطح یادگیری را حل مسأله می داند و معتقد است که آفرینندگی نوع ویژه ای از حل مسأله است .
« مک کینون » نیز خلاقیت را عبارت از حل مسأله همراه با ماهیتی بدیع و نوع می داند . (مامفورد و گوستافون ).
«آزوبل» (1963 ،ص 110-99 ) خلاقیت را استعداد بی همتا در یک زمینه بخصوص می داند و از نظر «گیلفورد » هوش و خلاقیت دو عامل فکری جداگانه تلقی شده و هوش را تفکر همگرا و خلاقیت را تفکر واگرا می داند. از نظر او وجه تمایز تفکر آفریننده ،تفکر واگرا است که از طریق انعطاف پذیری ، اصالت و روانی می توان باز شناخت (سیف : روانشناسی یادگیری و تدریس ).
نظریه پردازان روان شناختی نیز عقیده دارند که خلاقیت از حالت برانگیختگی درونی ناشی می شود .(کراچفیلد ، 1962 ) « دچار مس » (1968 ) معتقد است رفتار هایی که از داخل بر انگیخته می شوند ، ناشی از نوعی اشتیاق برای تجربه یک امر می باشند
بررسی تعاریف فوق نشان می دهد که عده ای از آن به برانگیختگی درونی ، بعضی به توانایی فرد برای تولید ایده های نو ، برخی به توانایی حل مسأله و نوعی تفکر واگرا ، و نیز به نتیجه و محصول خلاقیت پرداخته اند .
بدین ترتیب فرایند آموزش و یادگیری می تواند تفکر خلاق را پرورش دهد و افرادی کاوشگر ، آفریننده ، مشکل گشا ، نوآور مولد و عامل تغییر را تربیت کند .
تورنس (1989 ) پس از 22 سال مطالعۀ مستمر پیرامون ویژگی های گروهی از کودکان ، نوجوانان و جوانان (یعنی از 1985 تا 1980 ) به این نتیجه می رسد که خمیر مایۀ شخصیت افراد خلاق ، استقلال اندیشه و شیفتگی فراوان آ ن ها در برابر مسئله یا فعالیت مورد علاقۀ شان است . پژوهش های مقدماتی « تورنس » نشان می دهد که دانش آموزان خلاق معمولا با همگنان خود کمتر سازش می کنند، به ایده های خود بیشتر علاقه دارند و برای مقبول افتادن و پذیرفتن تلاش نمی کنند . آنها به علایق شدید همکلاسی های خود نسبت به کارهای غیر درسی و غیر ضروری با شک و تردید می نگرند و هم جوش نمی شوند . و امور جاری را متفاوت از دیگران می بینند . بدنبال تکالیف مشکل می روند و غالبا جوانب مختلف هر موضوعی را به هم ربط می دهند .
در پژوهشی با عنوان بررسی روند تحول خلاقیت در کودکان 4 تا 10 ساله که توسط دکتر شعلۀ امیری و سمانه اسعدی انجام گرفت 240 کودک 120 پسر و 120 دختر به صورت تصادفی و با استفاده از نمونه گیری خوشه ای از مهدهای کودک و مدارس ابتدائی دو منطقۀ آموزش و پرورش شهر اصفهان انتخاب شده اند داده ها با استفاده از آزمون تفکر خلاق تورنس (بخش تصویری فرم A و B ) جمع آوری و با روش تحلیل واریانس و مقایسه ها زوجی میانگین ها تحلیل شد . یافته ها نشان داد خلاقیت در کودکان از روند تحولی پیروی می کرد ( P<0/0001 ) این روند دختران و پسران تفاوت معنا داری نداشته اند . مؤلفه های سیالی و ابتکار در هر چهار گروه سنی ، جایگاه تقریبا ثابتی داشتند ولی میانگین نمرات مؤلفۀ بسط در پسران و دختران با توجه به گروه ها متغییر بود .در نتیجه گیری این پژوهش به نظر می رسد خلاقیت در کودکان از روندی تحولی پیروی می کند و تغییر پذیری نمرات به مؤلفه بسط اختصاص دارد .
در پژوهشی توسط دکتر نجمه وکیلی و علی امینی انجام گرفت موانع آموزشی شکوفایی خلاقیت دانش آموزان دوره ابتدایی مورد بررسی قرار گرفت .نتایج حاصل نشان داد بین شیوۀ تدریس معلم و محتوای کتب درسی و استفادۀ معلمان و دانش آموزان از مواد و وسایل آموزشی و شکوفایی خلاقیت دانش آموزان دورۀ ابتدایی رابطه وجود دارد ، همچنین بین ارزشیابی کردن از دانش آموزان دورۀ ابتدایی و شکوفایی خلاقیت آن ها رابطه وجود ندارد .
فرضیه های تحقیق
1) بین شیوه آموزشی و رشد خلاقیت در کودکان رابطه وجود دارد .
2) بین نقش مدیریتی معلم در کلاس و رشد خلاقیت در کودکان رابطه وجود دارد .
3) بین بازی کودکان و رشد خلاقیت در آنها رابطه وجود دارد.
4) بین وسایل بازی و رشد خلاقیت در کودکان رابطه وجود دارد.
5) بین جو عاطفی خانواده و پرورش خلاقیت در کودکان رابطه وجود دارد.
6) بین انگیزش برای یادگیری ونیل به دستاوردهای خلاق در کودکان رابطه وجود دارد.
معرفی متغییر ها و تعریف عملیاتی و نظری آن ها :
جو عاطفی خانواده : رفتار و نگرش والدین، کمیت و کیفیت علائق آنها، نحوه ارتباط با فرزندان در محیط خانواده که آن را جاذب یا دافع، رعب آور یا آرام بخش، باز دارنده یا محرک، خلاق یا راکد می سازد، جو عاطفی نام دارد.[1]
خلاقیت : به کارگیری توانایی های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید[2] ، همچنین ایجاد فکرهای جدید و تبدیل آن فکرها به عمل وکاربردهای سودمند که در کودکان می تواند خلق یک نقاشی، تهیه یک شیء خلاق با استفاده از دور ریختنی و یا طرح یک سوال غیر معمول باشد.[3]
بازی : آن قسمت از فعالیت های کودکان که با تولد آن ها شروع می شود و کودکان به کمک آن محیط اطراف خود را شناسایی و قدرت تخیل و یادگیری خود را بالا می برند.[4] در تحقیق حاضر برای بازی ها هم جنبۀ صرفا تخیلی و هم نقش اسباب بازی ها از قبیل : شن ، ماسه ،خمیر بازی و اسباب بازی های آماده مورد نظر است .[5]
شیوه آموزشی : مجموعه روش های سنتی یا ابتکاری که توسط مربی هنگام ارائه مفاهیم آموزشی در موقعیت های مختلف آموزشی به کودکان به کار گرفته می شود.[6]
وسایل بازی : مجموعه ای از اشیاء که کودکان در هنگام بازی مورد استفاده قرار می دهند ، در بازی کودکان وسایل بازی می تواند شکل مشخصی داشته باشد و یا خود کودک با نیروی تخیل به آن شکل و جان بخشد.[7]
انگیزش : حالت درونی که باعث هدایت رفتار به سوی نوعی هدف که می تواند هم درونی و هم بیرونی باشد. ( سیف علی اکبر، روانشناسی پرورشی ، ( تهران : آگاه ، 1370 ) ، ص 336 ) ، علاقه مندی دانش آموزان دورۀ پیش دبستانی و دبستان برای انجام فرآیندهای خلاق . (محقق )
دستاوردهای خلاق : مجموعه محصولاتی که یک کودک به وسیله تراوشات ذهنی، با استفاده از استعداد خلاقه خود خلق می کند. (محقق)
مدیریت کلاسی : مجموعۀ دانش ، مهارت ها و شیوه های مؤثر تدریس معلمان ابتدایی که در صورت بکارگیری صحیح می توانند شرایط مناسب برای ادارۀ کلاس در جهت پرورش خلاقیت را فراهم نماید . (محقق)
جامعه آماری / حجم نمونه / روش نمونه گیری
در این تحقیق کلیه دانش آموزان پیش دبستانی و دبستان شهرستان طبس که در سال تحصیلی 90-89 به تحصیل اشتغال دارند ، جامعه آماری تحقیق را تشکیل می دهند.
حجم نمونه:
حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان و همچنین بهره گیری از فرمول های موجود تعیین خواهد شد روش نمونه گیری: در تحقیق حاضر از روش نمونه گیری بصورت تصادفی ساده استفاده خواهد شد.
نوع روش تحقیق :
روش تحقیق در این پژوهش از نوع توصیفی – زمینه یابی می باشد.
تحقیق توصیفی شامل مجموعه روش هایی است که هدف آن ها توصیف کردن شرایط یا پدیده های مورد بررسی . اجرای تحقیق توصیفی می تواند صرفا برای شناخت بیشتر شرایط موجود یا یاری دادن به فرایند تصمیم گیری می باشد (1 ) .
تحقیق زمینه یابی شکلی از تحقیق توصیفی است که در علوم رفتاری به طور فراوان مورد استفاده قرار می گیرد ، همچنین تحقیق زمینه یابی عبارت از مشاهدۀ پدیده ها به منظور معنا دادن به جنبه های اطلاعات جمع آوری شده (حسن زاده 1382 ) .
روش گردآوری اطلاعات :
از هر دو روش میدانی و کتابخانه ای استفاده خواهد شد . برا ی پیشینه تحقیق از شیو ه مراجعه به کتابخانه و استفاده از اطلاعات اینترنتی و برای اجرای پرسشنامه بین معلمان از روش میدانی استفاده خواهد گردید .
ابزار گردآوری اطلاعات :
اطلاعات مورد نیاز برای رد یا تایید فرضیه های پژوهشی با استفاده از یک فقره پرسشنامۀ محقق ساخته گردآوری خواهد شد و علاوه بر این بخشی از اطلاعات مورد نیاز از طریق بررسی نوشته های موجود فراهم خواهد گردید ، روایی و اعتبار ابزار های جمع آوری اطلاعات با استفاده از روش های اعتبار منطقی یا توافق متخصصان و همچنین روش اجرای مجدد تعیین خواهد شد . توزیع پرسشنامه از طریق مراجعه محقق به صورت حضوری و در موارد لزوم از طریق پست صورت خواهد گرفت.
روش تجزیه و تحلیل اطلاعات :
در این پژوهش از انواع روش های آمار توصیفی نظیر فراوانی ساده ، فراوانی درصدی ، میانگین و انواع نمودار و ... استفاده خواهد شد .
در بخش آمار استنباطی متناسب با فرضیه ها از روش های
استفاده خواهد شد .
در اجرای کلیه روش های آماری ، در هر دو بخش توصیفی و استنباطی ، نرم افزار SPSS مورداستفاده قرار خواهد گرفت .
منابع:
1- الهه سرمد ، بازرگان ، حجازی ، روش های تحقیق در علوم رفتاری ، زمستان 1388
2- آمابلی ترزا ، شکوفایی خلاقیت کودکان و بزرگسالان،ترجمه قاسم زاده،پروین عظیمی-1388-ص 13
3- دکتر نجمه وکیلی،علی امینی- بررسی موانع آموزشی شکوفایی خلاقیت دانش آموزان دوره ابتدایی از دیدگاه معلمان ، فصلنامه علمی پژوهشی تحقیقات مدیریت آموزشی ،شماره 4 ،تابستان 89
4- مهرناز شهر آرای ، ابولقاسم سیدان، ولی ا... فرزاد- تحلیل خلاقیت در کودکان : معرفی آزمون تفکر خلاق در عمل و حرکت ، مجله روانشناسی و علوم تربیتی ، سال سی و دوم شماره 2 ، 1381، ص213 -191
5- دکتر حمزه گنجی ،دکتر پاشا شریفی ، مالک میر هاشمی- اثر بارش مغزی در افزایش خلاقیت دانش آموزان
6- دکتر شعله امیری، سمانه اسعدی – روند تحولی خلاقیت در کودکان ، تازه های علوم شناختی ، سال 9 ، شماره 4، 1386 ، ص 32-26
7- نمایه نامه نشریه های آموزشی
current Index to Journals in Education
مراحل اجرای پژوهش(زمان بندی برنامه ی اجرایی پژوهش):
|
ردیف |
مرحله اجرا |
آغاز |
پایان |
|
1 |
جمع آوری اطلاعات اولیه از منابع مختلف |
|
|
|
2 |
تجزیه اطلاعات اولیه |
|
|
|
3 |
تهیه و ساخت ابزارهای جمع آوری اطلاعات و اعتبار سنجی آن ها |
|
|
|
4 |
جمع آوری داده های مورد نیاز |
|
|
|
5 |
تجزیه و تحلیل و تفسیر داده ها و تهیه گزارش نهایی |
|
|
جمع کل هزینه ها :
|
ردیف |
نوع هزینه |
ریالی |
ارزی |
هزینه کل به ریال |
|
1 |
پرسنلی |
|
|
|
|
2 |
مواد و وسایل |
|
|
|
|
3 |
مسافرت |
|
|
|
|
4 |
متفرقه |
|
|
|
|
5 |
جمع کل |
|
|
|